|
آفتاب جماران نگرشی در آثار ، اندیشه ها و سیره ی امام راحل
| ||
|
سلام علیکم 1- برای میلاد کوثر: خیلی ها نوشتند و خیلی هم دیگه باید نوشت و ان شاء الله بعد از ظهور مولا میشه بهتر فهمید. فقط یه نکته رو یادآوری میکنم: این که امام کشاف حقائق و قرآن بحق ناطق حضرت جعفربن محمد صادق علیه آلاف التحیة و الثناء می فرمایند: هر کس فاطمه را درک کند خدا را درک کرده، یعنی چی؟ کفایت می کنه این حدیث برای عظمت مولود امشب. نطق من بسته شد از لم یلد و لم یولد ورنه می گفتمی ای دخت نبی دخت خدایی
2- برای ولادت امام روح الله: فکر کنم همینقدر کفایت کنه که ایشون برای ما معارف ناب علوی و فاطمی رو احیاء کرده باشه. یه روز یکی از این جوجه هایی که تا مثل من دو تا کتاب میخونن میرن تو فاز استاد عرفان و سلوک اون هم از نوع انفعالی و یا تصوف مآبی گفت اینقدر شما این آیت الله رو بردید بالا و امام امام می کنید تا حالا شده کرامتی از ایشون سر بزنه. جواب دادم: ثانیا این که من از ایشون کرامت هم سراغ دارم. دوبار شد توفیق شد با قاریان قرآن توی مسابقات کشوری (سال 69- متآسفانه بعد از امام) رفتم جماران. مرحوم حاج سیداحمد آقا برامون صحبت کرد. بعد رفتیم محوطه ی خونه ی امام. و مشهدی عیسی خادم امام برامون صحبتهای خاصی کرد. یکی دو چشمه از کرامات امام رو هم گفت که خیلی جالب بود..... ولی اولا: مابرای تآیید یا نفی کسی احتیاج به کرامت نداریم. ما باید ببینیم گفتار و رفتار این فرد بر طریق هدایت هست یا نه. ضمن اینکه اگه شما می گید آقای فلانی کرامت داره و کور شفا داده اینکه چیزی نیست اون آقا کور ظاهر رو شفا داد ولی امام با انقلاب خودش 40 میلیون کور باطن رو شفا داد و آورد بر سبیل هدایت و صراط مستقیم و این شفا همچنان ادامه داره و در نسلها اثر کرده. ارزش کدوم یکی بیشتره؟ یکی از همین شفا یافته ها خود من و تو هستیم. خدامیدونه اگه طاغت همونجوری پیش می رفت کارمون چی میشد؟!!! شادی روح آفتاب جماران صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. *********** تبریک نوشت: مجددا ایام رو خدمت شما عزیزان بویژه خواهران خوبم و مادران و زنان تبریک می گم و از صمیم قلب آرزو می کنم شیعه ی فاطمه بشیم. خاطره نوشت (حتما بخونید): یه شهید توی تازه آباد رشت دفنه مال یکی از محله های بدنام رشت. این جوون قبل انقلاب اهل قهوه خونه بود و ... تا اینکه رفت سربازی. بذارید از زبان فرمانده اش بگم: شب عملیات خیلی گریه کرد و بعد از وداع هم خلوتی کرد و هق هق. رفتم پیشش و بعد کلی اصرار گفت حاجی دعا کن من اثری از بدنم باقی نمونه. خجالت زده ام به والله. پیرهنشو کنار کرد دیدم کل بدنش خالکوبی تصاویر مستهجنه. منکه متاهل بودم خجالت کشیدم. اما فردای عملیات به خواسته اش رسید. جزو اولین شهدای عملیات شد و آتش خمپاره پوست بدنش رو کاملا سوزوند و چیزی جز سیاهی دیده نمیشد..... امیدوارم شفیعم باشه. اینه اکسیر کرامات آفتاب جماران! التماس دعا برچسبها: کوثر, امام, فاطمه, روح الله, شهید, کرامت [ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 16:20 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام خیلی وقت پیش باید مینوشتم: 1-روز کارگر: آفتاب جماران: خدا هم کارگر است. مسؤولین باید خیلی ظریف به این قضیه نگاه کنند که مبادا در حکومت اسلامی کارگری بدون حقوق نزد عائله ی خودش سرافکنده بشه. مسؤولیتهای عدالت اجتماعی خیلی سنگینه. چیزی که رهبر معظم انقلاب دائما" سفارش می کنن. ولی گویا دولتها (چه اصولگرا و چه اصلاح طلب) روز به روز تلاششون کمتر نتیجه میده. رهبر انقلاب بین همه ی گرفتاریهای جامعه نفرمودند مشکلات فرهنگی اولویت داره. سالهای سال فرمودن و باز هم میفرمان: دغدغه ی اول کشور اشتغاله. یقین همه ی ما برای پیشرفت ایران مسؤولیم. امام می فرمود: تکلیف ما اینه که هرکسی کار خودش رو تو این جامعه درست انجام بده. معلم خوب درس بده. کارگر خوب کار کنه. محصل خوب درس بخونه. دانشجو، روحانی ، کشاورز و ... هرکسی باید کار خودشو درست انجام بده. 2- روز معلم: خوب دیگه فکر کنم همین جمله ی آفتاب جماران کفایت کنه: معلمی شغل انبیاست. مزاح: هیچکدوم معلمهای ما چوب نخوردن ولی انبیاء همشون سنگ و چوب خوردند. 3- انتخابات: هم حضور حداکثری هم انتخاب اصلح: آفتاب جماران: وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات در صحنه باشند. آفتاب جماران: انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد. 4- وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها: با تعزیت 13 جمادی الثانی سالروز وفات دومین فاطمه ی بیت مولا، لینک میدم به نوشته ی سال گذشته ی خودم: http://jamaran110.blogfa.com/post-10.aspx امیدوارم شیعه ی صادق آل علی (ع) و پیرو آفتاب جماران (ره) و خلف صالحش آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله) باشیم. برچسبها: کارگر, معلم, انتخابات, ام البنین [ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 14:0 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام معمولا به این آیه ی قرآن که می رسیم خیلی ذهن درگیر میشه: فأین تذهبون؟!!! بله. دقیقا. با وجود این قرآن و قرآنهای ناطق به کجا می روید؟!!! راجع به همین نکته ی مهم یه چند سطری قلمی می کنم: 1- واقعا توی عبادات و بویژه در توسلات به ذوات مقدسه ی معصومین چی میخوایم؟ بزرگترین همت ما و بزرگترین درخواست ما (حقیقتا درخواست باشه ها) چیه؟ بذارید یه طور دیگه بحثو جلو ببریم: مردم مدینه هم مثل اونهایی که به بیت علی بن ابیطالب حمله ور شدند دقیقا علی و فاطمه و شأنشونو می دونستن. پس چرا ساکت نشستند؟!!! حداقل اون خونواده هایی که از خونه ی علی نون و خرما و ... گرفتند اونها که میدونستن اینجا چه خونه ایه و اهل خونه کیان! همونهایی که افطار گرفتند و نزول آیات هل اتی رو هم شنیده بودند. اونها هم سکوت کردند. یا اون زنی که پیراهن عروسی فاطمه رو گرفته بود؟ اون هم با سکوتش کمک به ظلم کرد؟ چرا ساکت موندند؟!!! جواب: اشکال در نوع ارتباط با این خاندان هست. اینها از اهل بیت نون خواسته بودند نه نور. این درسیه که باید تو فاطمیه و محرم و .... از توی توسلات بگیریم. نکنه ماهم درگیر بشیم و فقط حاجات دنیایی بخواهیم. باید طلب نور کنیم. طلب تقوی. متاسفانه بین مذهبی هامون هم این گرفتاری هست. طرف میگه: آقا من هر چی دارم از امام رضا دارم. بعد میاد داراییهاشو لیست کنه میگه: خونه. ماشین. زن. بچه . دانشگاه..... یه بار نشد بگه من نماز شبمو از امام رضا دارم. نمیگه قرآن خوندنمو از ایشون دارم. نمیگه محبت، شهامت ،حسن خلق و اینجورصفات پسندیده رو از اینها دارم. پس ببینید خیلی از ماها هم مثل مردم اونروز مدینه گرفتار نون هستیم نه در طلب نور.! فاین تذهبون؟!!! 2- عنایات حضرات رو هم بد شناختیم. خیلی مواقع شنیدیم و جاهای زیادی هم نقل کردیم که زهرا سلام الله علیها پیراهن نوی عروسیشو به زن سائله بخشید و استناد به این آیه کردند که "لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون". ولی خودم نفهمیدم. دقت کنید زهرا بر اساس آیه ی قرآن میفرماد که بهترین چیز رو باید بخشید تا به مقام برّ و نیکویی برسیم. بر اساس این روایت و این نوع رفتار اگه ما از بانو بجای لباس تن لباس روح یعنی لباس تقوی بخواهیم به نظر شما چی میده؟ آره. دقیقا درست تشخیص دادید. لابد بی بی بهترین نوعش رو به ما میبخشن. فکرشو بکنید. لباس تقوی. اونم بهترینش. اونی که خودش (زهرا) دوست داره. مثل مال خودش. مثل مال بچه هاش. بهترین نوع لباس تقوی رو از دست فاطمه گرفتن یعنی چی؟ بیایید لباس تقوی گدایی کنیم. مگه قرآن کریم نفرمود: ولباس التقوی ذلک خیر. مگه امیر المومنین که این شبها برای غربتش این همه گریه می کنیم همش ما رو به این لباس توصیه نفرموده. فأین تذهبون؟!!! 3- حالا میخوام یه خط روضه بخونم: فاطمه هرچی رو دوست داشت بخشید. اما وقتی کفن ها رو واسه زینب شرح میداد برای پنج تن چهار تا کفن داد؟..... مظلوم یا حسین ********************* پ.ن: 1- ایده ی اصلی این نوشتار رو مدیون سخنران دیشب جلسه ی هیأتمون حجت الاسلام مهدوی هستم. 2- شبهای فاطمیه: مراسم مشترک هیئات مذهبی عشاق الحسین و خادمین الرضا سلام الله و صلواته علیهما شهرستان رشت: از 3 اردیبهشت به مدت 3 شب در مسجد اردبیلیان (رشت - خ مطهری - جنب بقعه ی متبرکه ی آقا سید ابراهیم) بعد از اقامه ی نماز جماعت مغرب و عشاء. (همراه با قرائت حدیث شریف کساء) 3- هرجا این شبها میرید ما رو یاد کنید. من دیشب شماها رو یاد کردم و به امید خدا مراسمهای آتی هم انجام وظیفه می کنم و تقوی گدایی میکنم. برای همه..... برای جوونهامون دعا کنید. 4- یادش بخیر رضا عباسی و نریمان! هر سال تو مراسم ما بودند و امسال ... ان شاء الله پیش بی بی مهمونند. 5-( با تشکرو اجازه از صاحب وبلاگ مه رویان بستان خدا) مرحوم دولابی اون عارف بزرگ فرمودند (نقل به مضمون): کوثر به معنی کثرت هست و عالم یه سرش وحدت و یه طرف کثرت هست. وحدت دست خداست.کثرت رو به کوثربخشیده. یعنی همه ی امور عالم خلقت رو به فاطمه تفویض فرموده..... پس این شبها میشه کاری کرد. التماس دعا برچسبها: فاطمیه, توسل, هیأت, روضه [ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 16:34 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام پر حرفم و چهار تا پست رو توی یه پست آوردم. از اینکه همراهی می فرمایید و حوصله می کنید خیلی خیلی ممنون. و عذرخواهیمو بپذیرید. الف/ کنار هم بذارید و استنباط بفرمایید: 1-روایت: امام رضا علیه السلام به ازای هر زیارت، زائرشونو در سه موضع یاری و دیدار می کنند. شب اول قبر، هنگام عبور از صراط، هنگام میزان (حسابرسی و تقسیم بهشتیان و وزخیان). 2- حکایت حاج علی بغدادی (در مفاتیح مفصلش هست) که از امام عصر (روحی فداه) سؤال کرد آیا این روایت (همین روایت فوق) صحیحه؟ و در حالیکه چشم امام خیس شده بود جواب شنید: ان شاء الله جد ما ضامن است.(یعنی راسته). 3- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : سلمان! محبت فاطمه 100 جا به داد آدم می رسه. کمترین و پایینترین مرتبه اش شب اول قبر هست. .... حالا بفهمیم : فاطمه، فاطمه ، فاطمه و اما : 4- فاطمه سیلی خورد و .... ب/ جملاتی دیگر از حضرت آفتاب جماران در حق مادرشان (خواهش می کنم دقیق بخونیدحتی اگه مابقی قسمتهای این پست رو هم نخوندید استدعا می کنم این یکی رو دقیق بخونید):
پس باز بفهمیم: فاطمه فاطمه فاطمه ج/ یادمه همون اوایل ماه ربیع (۵ بهمن ۹۰ = مصادف با سالروز به خاکسپاری استخون خشکیده های اخوی شهیدم) کیارس بزرگوار در وبلاگ من الغریب الی الحبیب یه پست خیلی کوتاه ولی جانسوز گذاشت که میتونید از اینجا ببینیدش. توی نظراتش همونجا یه چند خطی (نمیدونم بگم بحر طویل یا شعر نو) به زبانم جاری شد. میدونم پر از نقص بود. ولی برای خودم جالب بود. بخاطر همون تا حالا اصلاحش نکردم. گفتم اینجا بذارم تا شما خوبان اصلاحش کنید: آتش خیمه چو دید/ زینب آورد به یاد:/ که در آنروز در خانه ی مولا می سوخت/ و میان همه ی آتش ها/ بین آن نعره ی سرمست و لعین/ که همی گفت : بیارید "اسد" را با زور/ و به دست بسته/ بی عبا ، عمامه/ و به گردن حبلی/ حیدرا! گو تو فقط یک کلمه/ که خلافت از ماست/ بیعتی کن با ما/ و فراموش نما/ هر چه که بین غدیر/ اتفاق افتاده/ ... می شنیدم به صدایی محزون/ که همی ناله بزد:/ فضه ای فضه بیا/ کشته شد محسن من/ نگذارید علی را ببرند/... و علی را بردند/ همه ی این رخداد/ به زمانی رخ داد/ که نبی تازه سه روز/ مرغ روحش سر داد/ نغمه ای بهر ملاقات خدا/
د/ چند شب پیش توفیق شد این ابیات رو تقدیم کنم: اسماء درون سینه ی مان، دل به تاب نیست/با ما مگو مادرمان خفته! خواب نیست تنها همین عبارتشان بود و بعد از آن/جز گریه شان بهم سخنی و خطاب نیست گریان دویده اند بسوی قبر مصطفی/جز او به هـُـرم تابش غمها، سحاب نیست لـَختی گذشت، آمده مردی به حال زار/ دیدم که او کسی بجز از بوتراب نیست عمامه را فکند و عبا هم، سلام داد/ اما دگر ز فاطمه اش هم جواب نیست زد پارچه را ز روی نگارش کنار و دید/ نیمی ز چهره نیلی و نیمی نقاب نیست خوانده علی به گریه وصایای فاطمه:/ قرآن بخوان! که انفع از اینم کتاب نیست غسل و حنوط و دفن و کفن را به شب گذار/با غاصبان، مرا سر و کار و حساب نیست من می سپارمت به خدا، حیدرا، جز او/دیگر تو را نه یا رو نه یاور، صحاب نیست من می روم، دگر نگران تو نیستم/چون بهر گریه ام به دو دستت طناب نیست من شیعه را شفیعه ام ار طاعتت کند/جز جنت و بهشت، دگر او را مآب نیست
التماس دعا فاطمه ، فاطمه، فاطمه برچسبها: فاطمیه, روایت, شعر آیینی, شعر فاطمی, شعر [ چهارشنبه 30 فروردین1391 ] [ 11:31 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام چند روزی نت نداشتم و نتونستم به بوستان خوب دوستان گرامی سر بزنم. دیروز جمعه بود و متقارن با فاطمیه. دلم گرفته بود و هوای ابری به روش حاکم بود. مثل رشت خودمون. عصر جمعه، غزلی رو سرودم. و با همه ی نواقصی که داشت تقدیم مولا کردم. اما چه فایده؟ در ظهور ایشون نتونست تأثیر بذاره و این جمعه هم بدون تحقق امر فرج از ما گذشت .... افسوس! جمعه ها این نامها در ذهنم است مهدی و زهرا، و قلبم پر غم است یاد ضرب سیلی و مسمار در بازو و ... هرچه بگویم هم کم است غربت مولا علی، شیر خدا او که چشمانش ز اشک او نم است یاد ابروهای طاق مجتبی کز میان کوچه ها اندر هم است یاد پرسشهای زینب از حسن: چادر مادر چرا خاکی کم است؟ یا سؤال سید کرببلا: فضه! میدانی چرا قدش خم است؟ گریه ی کلثوم بر قبر رسول: مادرم، جداه! سن او کم است! .... این هزار و اند سالی که گذشت شیعه را شال عزایش پرچم است سید آدینه هامان را بگو: زخم زهرا را ظهورت مرهم است اللهم عجل لولیک الفرج *** پ. ن: به تعبیر زیبای آقا منوچهر، آدم منتظر نشونه نداره. با هر صدایی برمیگرده شاید نگارشو ببینه و انتظارش به سر رسیده باشه برچسبها: شعر, شعر آئینی, غزل انتظار [ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 15:16 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام الف/این جمله ی شریف حق تعالی در حدیث شریف کساء بارها و بارها انسان را به فکر فرو می برد. و آن اینست که با وجود حضرت رسول اکرم (ص) که هیچکس در شرافت به او نمی رسد خداوند به هنگام معرفی 5 تن برگزیده ی خویش و علل اصلی خلقت مخلوقات آنها را با محوریت فاطمه سلام الله علیها معرفی می نماید: "هم فاطمة و أبوها و بعلها و بنوها" آنها فاطمه و پدرش و شوی او و پسرانش هستند. برای کسب معرفت فاطمی و دریافت گوهر ناب محمدی و ولایت علوی (علیهم افضل صلوات الله اجمعین) در این ایام و لیالی به خود حضرات توسل و به رب علیم و حکیم استعانت می کنیم. ب/ نگاهی به برخی جملات و اندیشه های ناب حضرت آفتاب جماران (روح الله فی جسم المسلمین) : 1-زنى كه در حجرهاى كوچك و خانهاى محقّر انسان هايى تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى مىدرخشد. صلوات وسلام خداوند تعالى بر اين حجره محقرى كه جلوهگاه نور عظمت الهى و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است. صحيفه نور، ج 16، ص 125 2-ما يك كوخ چهار پنج نفرى در صدر اسلام داشتيم و آن كوخ فاطمه زهرا عليهاالسلام است. از اين كوخها [در این هنگام حضرت امام اشاره به محل سکونت خویش داشتند] هم محقرتر بوده لكن بركات اين چى است؟ بركات اين كوخ چند نفرى آنقدر است كه عالم را پر كرده است از نورانيت و بسيار راه دارد تا انسان به آن بركات برسد. اين كوخ نشينان در كوخ محقر، در ناحيه معنويات آنقدر در مرتبه بالا بودند كه دست ملكوتىها هم به آن نمىرسد ودر جنبههاى تربيتى آنقدر بوده است كه هرچه انسان مىبيند بركات در بلاد مسلمين هست و خصوصا در مثل بلاد ماها، اينها از بركت آنهاست. صحيفه نور، ج 17، ص 216 3- اين خانه كوچك فاطمه عليهاالسلام و اين افرادى كه در آن خانه تربيت شدند كه به حسب عدد، چهار پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حقتعالى را تجلى دادند، خدمتهايى كردند كه ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است. خطبه فاطمه زهرا عليهاالسلام در مقابل حكومت و قيام اميرالمؤمنين و صبر اميرالمؤمنين در مدت بيست و چند سال و در عين حال كمك كارى به حكومت موجود و بعد هم فداكارى در راه اسلام و فداكارى دو فرزند عزيزش امام مجتبى كه يك خدمت بسيار بزرگ و دولت جابر امورى را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سيدالشهدا، چيزهايى بود كه همه مىدانيد و مىدانيم و با اينكه عِده كم و اسباب و ابزار جنگ پيش آنها كم بود، لكن روح الهى و روح ايمان آنها را آن طور كرد كه بر همه ستمكاران عصر خودشان غلبه پيدا كردند و اسلام را زنده كردند. صحيفه نور، ج 16، ص 67 برچسبها: فاطمه, جملات امام در مورد حضرت زهرا [ سه شنبه 22 فروردین1391 ] [ 20:48 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
گفتي كه :ياسين خوانم و قرآن بيارم اين سوره ي بابايم است و دوست دارم هر آيه را ميخواندمش كردي تو تكرار با صوت لرزان و ضعيف و جسم بيمار اما رسيدم چون به آيات نهايي نشنيدم از حلقوم تو ديگرصدايي چشم و نگاهت بود بر سقف و كلامت بوده فقط بر حضرت بابا سلامت آه از زماني كه نفس بيرون ندادي باور ندارم كه علي تنها نهادي بالا نمودی دست و بازوی شکسته کردی دعا همسایه را با صدر خسته استغفراللهت برای شیعیان بود آمین آن بین دو دست کودکان بود با سلام و تعزيت ايام. اين ابيات را به داغداران فاطميه بویژه مولای سیه پوشمان (عج) تقديم ميكنم. التماس دعا برچسبها: فاطمیه, شعر آئینی, شعر, روضه [ پنجشنبه 17 فروردین1391 ] [ 2:34 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام خیلی تاخیر دارم میدونم از همه هم خیلی خیلی عذر میخوام راستش بعد غمهای عزیزامون، روز ولادت پرستار کربلا ما باجناق دار شدیم. جاتون خالی بود. یه مجلس عروسی با فحوای عالی شادی اهل بیت. الان هم سر سفره ی حضرت رضا علیه السلام قراره ما رو دعا کنن 1... باید از دوازده فروردین و ابتکار عظیم حضرت آفتاب جماران مینوشتم. فعلا" به همین یه جمله ی کوتاه ولی ژرف بسنده می کنم: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش. از روز طبیعت هم که بگم: با اون که خیلی اهل مسافرت و اینجور حرفا هستم اما هیچ علاقه ای به این روز ندارم . خصوصا بخاطر ترافیکش. بویژه اگه جایی بریم و ببینم عده ای رعایت احکام خدا رو نمی کنن بیشتر غصه میخورم. ..... و اما هنوز از فضای نوروز خارج نشده حزن سنگین بیش از هزار ساله ی ماسایه اش به سرمون رسیده. ... آه! آری، فاطمیه. در شان و قدر حضرتش که چیزی نمیتونیم بگیم. و متاسفانه اون حضرت رو فقط به اندازه ی روضه های جانسوزش شناختیم. و با اون که قصد ندارم روضه بنویسم اما یه سؤال ذهنمو درگیر کرده: می دونید که اثر اشیاء بر همدیگه میمونه و هر چه شئ لطیفتر باشه اثر شئ مقابل بیشتر میمونه پوست دست بچه ها رو دیدید؟ اگه حتی بغلشون کنید و یه مقدار از روی محبت محکمتر بگیریدشون تا دقایق معتنابهی قرمزی جمع شدن خون در اون ناحیه باقی می مونه. و هرچی جسم مقابل ضخیمتر باشه اثرش بیشتر می مونه و هر چی جسم ضخیم، با ضربه ی بیشتری به جسم لطیف ضربه وارد کنه باز اثرش بیشتر میمونه. در احادیث حضرت رو "ریحانه" پیدا می کنیم و در حدیثی وجود مقدسه ی حضرت زهرا سلام الله علیها رو لطیفتر از ملائکه سؤال : دست ضخیم و سنگین یک مرد (آنهم در اوج غضب و بالاتر از اون در انتهای خباثت) چه اثری بر صورت ریحانه ی رسول الله گذاشت؟2 آجرک الله یا صاحب الزمان **** 1- البته اول از خانواده های رفقای تازه عروج کرده اجازه گرفتیم و اونها هم اتفاقا ما رو شرمنده کردن و به مجلس اومدن و هدیه هم آوردن. 2- نهایت پلیدی در مقابل نهایت خوبی، نهایت شر در برابر نهایت خیر ، نهایت ظلم در برابر نهایت لطف برچسبها: جمهوری اسلامی, فاطمیه [ دوشنبه 14 فروردین1391 ] [ 14:59 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام خیلی خیلی عذر میخوام که نتونستم به دوستان سر بزنم و پاسخ کامنتهای پرمحبتشون رو قلمی کنم. راستش هنوز داغ رضا عباسی رو باور نکرده بودیم که دوتا دیگه از بچه های هیأتی در مسیر برگشت از راهیان نور با فیض شهادت به پابوسی ارباب رفتند و 29 اسفندماه روز وداع ما با تنهای خاکی و البته خونینشون بود. شهیدان : محمد مهدی مقدم و نریمان مددی مژدهی البته خوشا به سعادتشون. عاقبت به خیر شدند. خدا به خونواده هاشون صبر عطا کنه. محمد مهدی عزیز که دختر سه ساله اش بنام رقیه دیگه از بابا فقط باید به یه عکس اکتفا کنه. محمد مهدی که کارش تو هیأت سیستمهای صوتی و مالتی مدیا بود. باعث میشد صدای نهضت ابیعبدالله رساتر بشه. امیدوارم با صدای رسا سلام ما رو به ارباب ابلاغ کنه. و نریمان که ادب و متانتش یادم نمیره. یادمه دو بار مشهد بودم و بچه ها تماس گرفتند که برو خیابون فلان الآن دیگه نریمان با دوچرخه به مشهد رسیده. آره نیت داشت که فقط یا پیاده و یا با دوچرخه به پابوسی امام رؤوف بره. خوشا به حالش . ویژه میرفت پیش آقا، حتما امام هم ویژه میاد پیشش. نریمان جان سلام ما رو به آفتاب هشتم برسون و برای ما هم عاقبت به خیری بخواه. اللهم انا لا نعلم منهما الا خیرا اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد . . و اما سال نو رو با فقدان این بچه ها شروع کردیم. از فقدان و فراق احباء به خدا پناه میبریم اما به رضا و تقدیر او تسلیمیم و واقف به اینکه یقین خیر همه در این هست. یه حدیث تقدیم می کنم: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم (اصول کافی، ج2، ص 62): عجبت للمرء المسلم لا یقضی الله عز وجل له قضاء الا کان خیرا له و ان قرض بالمقاریض کان خیرا له و ان ملک مشارق الارض و مغاربها کان خیرا له. پیامبر اکرم فرمودند: تعجب می کنم از مرد مسلمان (که از تقدیر شکوه دارد) خدای عزیز و جلیل برای او قضاء و قدری در نظر نمی گیرد مگر آنکه برای او خیر باشد. و اگر با قیچی ها قطعه قطعه و بریده بریده شود برای او خیر است و اگر فرمانروای مشارق و مغارب زمین شود نیز برای او خیر است. . . . البته نمیخواستم کام عزیزان رو تلخ کنم اما با یاد همه ی گذشتگان و یادآوری سفری که همه در پیش رو داریم دعا می کنم سال جدید برای دوستان و خونواده های محترمشون سالی همراه با سلامت و عافیت ، حسن عاقبت ، قرین سعادت و کرات تشرف به زیارت و دلی خوش و شاد و تحول الی احسن الحال باشه. امیدوارم گرد غم بر چهره و دامن عزیزان نشینه. سال نوتون مبارک **** 1-احسن الحال یعنی فرج مولا 2- یکی از دوستان (مثل بقیه) کامنت زیبایی نوشته بود : خوشا به حال سال 90 که ماه دوازدهمش رو دید و عمرش به سر رسید. ترسم از اینه که عمرم بسر برسه و ماه دوازدهمم رو نبینم. برچسبها: سال نو [ پنجشنبه 3 فروردین1391 ] [ 11:40 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
باز هم شب جمعه شد و شب راز و عشقبازی
هرچند بعد از فقدان برادر عزیزم "رضا عباسی" دل و دماغ نوشتن ندارم، اما در شب جمعه به عنوان خیرات " مطلبی" رو به روح بلندش تقدیم می کنم.
رضا ، قاری و مدرس قرآن کریم و خادم الحسین و غلام امام رضا به جمع شفیعانش پیوست. خوشا به سعادتش: حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله و سلم: معلم القرءان یستغفر له کل شیء حتی الحوت فی البحر برای معلم قرآن، هر چیزی استغفار می کند، حتی ماهی درون دریا. حالا در شب زیارتی ارباب یه روضه تقدیم می کنم (امیدوارم خدا قبول کنه و ثوابش موجب ترفیع درجه اش باشه): اون روز که توی غسالخونه بدن رضا رو اغتسال می کردند به لبهاش توجه کردم و گفتم: خداااااااااا، با این لبها خیلی قرآن تو رو تلاوت کرد. ما هم همه ی جمع عزادار به این لبها اکرام می کنیم. اما خدایا ، قاری قرآن ـ که نه ـ ناطق قرآن تو (سر بریده اش) در طشت سخن تو را بر لب جاری کرد و آه ... .. پاسخش : نی و خیزران بود . . . و هزاران افسوس که زینب و بچه ها نظاره می کردند! امان از دل زینب *** خودمونی نوشت: پریروز توی اداره چندبار چشام خیس شد. چون خیلی دلتنگ رضا شدم. چون همش بهم زنگ می زد و سفارش فقرا و مردم گرفتار رو میداد. همش دوست داشتم یه بار دیگه بهم زنگ بزنه و صداشو بشنوم. رحمت الله تعالی و رضوانه علیه. برچسبها: روضه, رضا عباسی [ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 13:8 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام مختصر: توی حرم حجت هشتم خالق، مولانا علی بن موسی الرضا از طرف همه تون زیارت به نیابت گذاشتم. هرچند همین که رسیدم مشهد اطلاع دادن که برادر عزیزمون آقا رضا (غلامرضا عباسی رنجبر) عضو شورای هیأتمون (عشاق الحسین علیه السلام رشت) که حقیقتا" غلام حضرت رضا علیه السلام بود و همیشه پای اصلی جورکردن امکانات اردوی سال تحویل در مشهد بود طی سانحه ی تصادف ضربه ی مغزی شده و توی بیمارستان پورسینا بستری هست و هنوز هم که هنوزه در کما به سر می بره (ضریب هوشی ۳). همه ی بچه های رشت میشناسنش که چقدر زحمت کشیده. این برادر قاری قران و عضو فعال و پرتلاش دین خدا. من هم به امام رضا عرض کردم : آقا جان! خیلی حاجت داشتم اما همه به کنار حاجت برادرا و خواهرای دینیمو تقدیم می کنم. امام رضا! اگه من بمیرم دین هیچکی تو رشت ضرر نمی بینه اما اگه یه تار موی غلامتون (غلامرضا) کم بشه حداقل یه چند تا خونواده دینشون .... و امام ضامن دین و دنیای جامعه هست. (اُقسمک یا علی بن موسی الرضا بفاطمة و محسنها الشهید) میدونم شاید وقتی بهوش بیاد منو نفرین کنه که چرا منو از موالیان خودم جدا کردی اما من هم وظیفه ای دارم که به رسم عقلانیت دنیا براش دعای عافیت کنم. خصوصا وقتی که علاوه بر شوخ طبعیهای بی نظیرش و همچنین به یاد بچه های نازش می افتیم. شما هم تو رو خدا دعا کنید. قرائت ۷۰ بار حمد شفاء. فرشهای مساجد مختلف رشت توی این شبها که براش مراسم توسل میگیرن از اشک بچه ها خیس شده. شاید باور نکنین. اللهم اشف کل مریض . . . کامنتهاتونو خوندم ولی بدلیل اینکه از طرفی گرفتار بیمارستان و از یه طرف دیگه دوباره درگیر ماموریتهای خارج استانم نتونستم جواب بدم و فقط تایید کردم. فعلا نمیتونم بهتون سر بزنم . ببخشید. خواهش می کنم: هر جا رفتید براش دعا کنید. ضمنا" توی روز انتخابات هم شعار ما : رضای خدا. آفتاب جماران:۱- انتخاب اصلح برای مسلمین یعنی انتخاب فردی که تعهد به اسلام و حیثیت آن داشته باشد. ۲- مجلس مثل مدرس می خواهد. رهبر معظم انقلاب: نماینده ی خوب آن است که وامدار کسی نباشد تا پس از انتخابات بخواهد برای ادای دین خود تلاش کند. [ دوشنبه 8 اسفند1390 ] [ 16:48 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام صبح جمعه رفتم دعا ندبه. مهدیه ی رشت یه خوبی داره که هنوز هم که هنوزه دعا رو فقط با نوار مرحوم کافی میذاره. نوار منطبق با ایام قمری سال. خیلی باصفا بود. بعدش سر صبح رفتم مزار شهدا و رفتگان. خیلی حال داد. خلوت بود و بلند بلند قرآن خوندم. فکر کنم امواتو صبح جمعه ای از خواب بیدار کردمشون. سر قبر ابوی و اخوی شهید و بقیه ی آشنایان و رفقای شهید. خیلیهاتونو یاد آوردم و نائب الزیاره شدم. اما توی همه ی این قبور علاوه بر قبر مرحوم ابوی و شهدا ، قبر عمه ی پیرم خیلی صفای خاصی بهم داد. یاد آوردم لحظه ی جون دادنش رو. اون هم (مثل بابام) ساعت ۳ نیمه شب وضو گرفت برا تهجد شبانه. قبل از اینکه به سجاده برسه حالش بد شد. به دخترش اشاره کرد : برام قرآن بخون. وسط سوره ی یاسین اشاره کرد قرآنو به خودم بده. تا قرآن رو گرفت و بوسید: عکس اخویمون آقا فیض الله افتاد روی سینه اش. عکسو برداشت و بوسید و روی قلبش گذاشت. سه تا یا حسین. یه لا اله الا الله. همین. رفت . خیلی راحت! من هم سر قبرش بر گشتم رو به حرم ارباب و زیر سقف آسمون فراز پایانی زیارت عاشورا رو زمزمه کردم. شاید به اندازه ی یه زیارت عاشورای کامل اشک امانم رو بریده بود. وقتی برگشتم دیدم از اداره زنگ زدند و ... بله مجبور بودم برم. رفتم و عصری که برگشتم به سرم زد جمعه ام رو برکت بدم با سرودن ابیاتی برای آقای جمعه ها: جمعه ام را ندبه ی جان می کنم/ دیده ام را خیس باران می کنم/ چشم خود را هر مکانی، یوسفا! / بین راه مصر و کنعان می کنم/ صیف و پاییز و بهارانم یکی است/ بی تو، در چشمم زمستان می کنم/ در خیالم روز و شب در مقدمت/ کوچه ی دل را چراغان می کنم/چون که جرمم حائل ما و شماست/ توبه از کل گناهان می کنم/ این بود عهدم که دیگر هر چه را/ امر فرمایی بکن، آن می کنم/ در تمام فصل سرد انتظار/ جان خود را گرم قرآن می کنم/ میل نفسانی، هوسهای دنی/ جمله را مذبوح ایمان می کنم/ با ندایت: یا لثارات الحسین / یاد یاران و شهیدان می کنم/ بهر همواری راهت، هر قدم/ در ره پیر جماران می کنم/ بعد از آن خورشید جاویدم کنون/ طاعت از یار خراسان می کنم. یه خبر خوش: چند روزی برای مسابقات قرآن به مشهد میرم. وظیفه دارم تک تک شما خوبان رو در زیارت امام رووف یاد بیارم. دعا کنید بتونم استفاده ی معنوی کامل ببرم و حضرت یه کربلا هم برامون و برای همه ی عشاق امضاء بفرماد. هرچند از عالم آل محمد باید علم درخواست کرد اما من عرضه می کنم: آقا جان! علم رو با معرفت حسینی زیر قبه ی شریف نصیبم کن. آفتاب جماران: عتبه بوسی علی بن موسی الرضا از آرزوهای من است. چه سعادتی دارید شما که به آن مرکز علم و مرکز ملائکه می روید. راستی یه زحمت واسه دوستان تهرانی: اگه ساکن تهرونید لطفا یه سر به حرم حضرت عبدالعظیم بزنید و از طرف ما نائب الزیاره بشید تا ثواب زیارت اربابمون حسین واسمون نوشته بشه. ممنون میشم برچسبها: امام زمان, شعر, امام رضا, جمله ی امام در مورد امام رضا [ یکشنبه 30 بهمن1390 ] [ 13:4 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام در این مختصر مجالی که نصیب شد تصمیم دارم به مناسبت سالروز ورود حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها به شهر قم (۲۳ ربیع الاولی ۲۰۵ هـ.ق) که منشاء خیر و برکت بسیار برای جهان تشیع هست عرض تبریکی داشته باشم. امیدوارم که مشمول شفاعات اونحضرت باشیم.
یکی از افتخارات ما گیلانیها "میرزای قمی" هستند که در شیخان قم دفن شده اند. زادگاه ایشون در شفت گیلان بوده. ایشون از مفاخر جهان تشیع در علم و تهذیب بوده و هستند و مزار مطهرشون (که دارای ضریح و مسقف هم هست) محل التجاء و نیایش هست و خیلی حاجات برآورده میشه. یکی از علماء قم می گفت خدمت ایشون رسیدم و سؤال کردم : آیا این روایت حقیقت داره که حضرت معصومه تمام اهل قم رو شفاعت می کنن؟ - بله راسته. دوباره پرسیدم و دوباره همون جواب. مرتبه ی سوم که پرسیدم دیدم ایشون عصبانی شدند و گفتند : اهل قم به شفاعت من میرزای قمی وارد بهشت می شن . خانوم همه ی شیعیان رو شفاعت می کنن. .... یا جمله ای که آمیرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمت الله علیه به حضرت امام (ره) می فرمودن: از حضرت معصومه علم لدنی هم بخواهید میتونید بگیرید. حالا با این بانوی دریاهای کرامت نجوایی کنیم و بگیم: السلام علیک یا فاطمة المعصومة اشفعی لنا فی الجنة
التماس دعا برچسبها: حضرت معصومه, قم [ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 16:8 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام سلام به همه ی عزیزانی که در نبود ما کامنت گذاشتن و فکر کنم که دیگه از آپ این وبلاگ ناامید بودن حقیقتش همونجور که واسه بعضی ها تعریف کرده بودم توی یه ماموریت سخت ، گیر افتاده بودم. هنوز هم ترکشاش باقیه. احتمالا" کمتر بتونم خدمت برسم. هر چند تا فرصت می شد خدمتتون می رسیدم و کسب فیض می کردم اما وقت نمی شد کامنت بذارم. نمیتونستم سر بزنم. الآن هم بیشتر این یه پست معذرت خواهیه اما واسه اینکه وقت میذارین و تشریف میارین حداقل وقتتون برکت کنه دو روایت رو همراه با ابیات کوتاهی که واسه پیامک هفده ربیع و ۲۲ بهمن سروده بودم تقدیم می کنم: ۱- (یادم نیست توی کدوم کتابه؟)اسم آخرین نبی در زمین: محمد، در آسمانها: احمد و در عرش: محمود نامیده می شود و لذا ذکر صلوات آنها متفاوت می باشد: در زمین: اللهم صل علی محمد و آل محمد در آسمانها: اللهم صل علی احمد و آل احمد و در عرش: اللهم صل علی محمود و آل محمود ۲- (از کتاب منتهی الآمال) شخصی نزد امام صادق علیه السلام اسم پیامبر را برد و متوجه شد حضرت هم خشمگین شده و هم ناراحت. و دید که حضرت نام مبارک اون حضرت رو بارها بر زبان جاری می کنند و سر رو به این طرف واونطرف حرکت می دن (شبیه حالت خلسه) و میگن : محمد محمد محمد محمد... تا سر نزدیک زمین شد و قریب حالت سجده. بعد فرمودن: چه قدر راحت اسم پیغمبر رو می برید در حالیکه ... و اما این ابیات (هرچند خیلی نواقص داره): جاء الحق و باطل همه نابود نمود هدیه بر ارض و سما حضرت معبود نمود همه ی مُلک و مَلَک سجده ی آدم بنمود لیک مسجود پدر احمد محمود نمود بهر تنویر جهان از پی ظلم اموی حضرت جعفر صادق که ولی بود نمود چارده قرن پس از لرزش طاق کسری 1 با خمینی، ره طغیان، سد و مسدود نمود **** 1- آفتاب جماران (ره): عيد ولادت حضرت رسول- صلى اللَّه عليه و آله- و عيد ولادت حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- خداوند ان شاء اللَّه مبارك كند بر همه شما و بر همه مسلمين جهان و بر ملتهاى بزرگ اسلامى خصوصاً ملت ايران، ان شاء اللَّه مبارك باشد ..... در ولادت حضرت رسول- صلى اللَّه عليه و آله- قضايايى واقع شده است، قضاياى نادرى به حسب روايات ما و روايات اهل سنت وارد شده است كه اين قضايا بايد بررسى بشود كه چى است. از جمله قضيه شكست خوردن طاق كسرى ( در مدائن ) و فرو ريختن چهارده كنگره از آن قصر ..... اينكه چهارده كنگره از كنگرههاى قصر ظلم خراب شد، به نظر شما نمیآيد كه يعنى در قرن چهاردهم اين كار میشود، به نظر شايد بيايد اين، محتمل هست كه اين بناى ظلم شاهنشاهى بعد از چهارده قرن از بين میرود و بحمد اللَّه رفت از بين . صحيفه نور امام، ج19، ص: 437 برچسبها: فجر, 22 بهمن, هفدهم ربیع الاول [ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ 20:12 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
سلام یقین لطف خدا شامل حال بود و دلهای روی دست ملت که فجر 57 را با نام امام و امت رقم زد. شکی نیست که اگر حضور ملت حاصل نمی شد عنایات ربوبی هم آنچنان زود به ما نمی رسید و درخت زحمات روح الله به بار نمی نشست. و اگر خداوند صاحب قلوب و احوال، عنایت نمینمود دلهای ملت همچنان دنبال نان و مسکن و ... و چه بسا شهوت بود. این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. یادم هست که رهبر فرزانه روزی (عید غدیر) فرمودند: رابطه ی حاکم و مردم در ولایت (و در مرتبه ی اخیر آن ولایت فقیه) در اسلام مانند دو رشته ی به هم تابیده ی یک طناب است. آری! جای جای این انقلاب حضور ملت ما چشمگیر است. اگر اشتباه نکنم سال 58 امام مسؤولین را جمع کردند و فرمودند: این مملکت ویرانی زیاد دارد و برای ساخت آن هزینه باید نمود؛ اما بدانید شما در ایران سرمایه ای دارید که هیچ کشوری ندارد. و آن ملت است. این مات یکی از نعمات باریتعالی است . قدر این ملت را بدانید. (که فکر میکنم بجز رهبر گرامی و چندتن از مسؤولین در طول انقلاب توجه به این قسمت ...؟) آری حال که می بینیم بیش از سی سال علیرغم همه ی فشارها و تحریم ها ملت همچنان در صحنه است. و به تعبیر هر دو رهبر ما (فقید و حاضر) : انصافا" آنی که از اول تکلیف خود را 100% درست انجام داده است ملت بود. وقتی روز جمعه خطبه های جانانه و حماسی حضرت آیت الله خامنه ای را می شنیدم و غریو تکبیر ملت و شعف انان در بذل جان خود برای اسلام (ای رهبر آزاده آماده ایم آماده)، یک لحظه بغضم گرفت و بی اختیار اشک ریختم. دو علت داشت: 1- اشک شوق از این همه همدلی 2- به یاد غربت حضرت سیدالشهدا افتادم و با خود گفتم اگر به قدر کمی از اینگونه یارانی که در نماز جمعه بودند دور و بر حضرت اباعبدالله بودند یقین کربلا طور یگری رقم می خورد. السلام علیک یا ابا عبدالله و بعد به یاد این فراز وصیت نامه ی سیاسی الهی آفتاب جماران: من با جرأت مدعی هستم كه ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ و كوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ میباشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیكردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند، كه خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و كوفه كه با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری كردند و از اطاعتش سر باز زدند كه شكایات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ آن شد كه شد. و آنان كه درشهادت دستْ آلوده نكردند، یا گریختند از معركه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد برچسبها: امت, امام, مردم شریف ایران [ دوشنبه 17 بهمن1390 ] [ 21:58 ] [ ابراهیم لایق برحق ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||